پنداره نحوست ماه صفر و جابهجایی زیرکانه عمل عرفی با حکم فقهی
شهرها و روستاهای ایران از فردای روز آخر ماه صفر، شاهد انبوه مراسم عقد و عروسی هستند که به هر دلیل نرسیدهاند قبل از محرم و صفر آنها را برگزار کنند. خرید و فروش اقلام سنگین و اساسی مثل مِلک، زمین و خودرو نیز احتمالاً رونقی بیش از قبل خواهند گرفت. اما به راستی چرا اینگونه است؟ چرا ایرانیان و بطور کلی شیعیان، در این دو ماه رغبتی به برگزاری مراسم شادی ندارند و خیر و برکتی را در معاملات و خرید و فروشهای کلان نمیبینند. به گزارش «صبح نو» هر سال با شروع ماه صفر باور به نحوست این ماه رواج مییابد و ملغمهای از توصیههای دینی، از خواندن ادعیههای مختلف، صدقه دادن و قربانیکردن گرفته تا خرافاتی مانند شکستن شیشه و ظروف بین مردم رایج میشوند. حتی یک نمونه آن که به ظاهر هم شاید اشکالی در ان دیده نشود ولی اصل اسفتاء و پاسخ رهبر انقلاب را به آن ببینید.
سوال: در شب اول ماه ربیعالاول از حدود نیمهشب تا اذان صبح افرادی با در دستان شمع پشت درب مساجد مراجعه و با کوبیدن به درب مساجد و خواندن اذکاری توسل جسته و حاجات طلب مینمایند، البته این عمل را تا 7 مسجد ادامه میدهند و خصوصاً این حال توسل درهنگام اذان صبح به اوج خود می رسد و معتقدند بدینوسیله اتمام ماه صفر و آمدن ماه ربیعالاول را خبر میدهند؛ نظر حضرتعالی در این باره چیست؟
جواب: عمل مذکور مستند روایی ندارد و شیوهای قابل تأیید نیست. اگرچه اصل اذکار و ادعیه و طلب حاجات از خداوند متعال عمل پسندیدهای است، لکن اشکال در شیوه عمل به نحو یاد شده است، آقایان علمای اعلام (دامت افاضاتهم) و مومنین (ایدهم الله تعالی) با پند و اندرز و موعظه و نصیحت از رواج چنین رفتارهایی که چه بسا ممکن است منتهی به وهن مذهب گردند، جلوگیری نمایند.
وقوع حادثه و بلیه عظیم عاشورا در ماه محرم و اسارت خاندان و فرزندان رسول اکرم(ص) و برگزاری مراسم عزای حسینی ماه محرم را تبدیل به ماه حزن و اندوه کرده است و طبیعتاً هیچ شیعه و دوستدار ائمهای پیدا نمیشود که مراسم شادیش را در این ماه انجام دهد. ماه صفر اما، قضیه متفاوتی دارد. علاوه بر شهادت چند تن از ائمه علیهما السلام و پیامبر اکرم(ص) روایتی به نقل از پیامبر(ص) وجود دارد که خیلیها به واسطه آن، این ماه را «نحس» میدانند. خیلیها نیز تا اتمام این ماه، در بیم و هراس از نحوست آن و احتمال بلا و صدمه به سر میبرند.
حدیث « من بشرنی بخروج آذار فله الجنه» به نقل از پیامبر(ص) به معنای: «هر کس به من بشارت دهد صفر تمام شده است به بهشت میرود.» مهمترین دلیل استناد کسانی است که ماه صفر را نحس میدانند. «عبدالهادی مسعودی» در مقالهای با عنوان «پنداره نحوست ماه صفر» به تفصیل در این باره صحبت کرده است. وی درباره صحت این روایت مینویسد که علمای اهل تسنن آن را جعلی میدانند و علمای شیعه نیز با وجودیکه بصورت قطعی آن را رد نکردهاند اما با توجه به فضا و سبب صدورش، آن را اساساً با موضوع نحوست ماه صفر بیارتباط دانستهاند. این گروه واژه «آذار» را ناظر به ماه صفر دانسته و همچنین واژه «بشّرنی» را منحصر در خبردادن از خیر و نیکی گرفتهاند و بدینگونه دلالت روایت را بر بدی و شومی ماه صفر، تمام دانستهاند. این روایت هم از نظر سند و هم از نظر متن اشکال دارد. درست است که محدثان شیعه آن را جعلی ندانستهاند اما آن را در قالب ماجرای بزرگتر، که این جمله تنها بخشی از آن است آوردهاند. مرحوم «شيخ صدوق» در كتاب «علل الشرايع» اين حديث را به صورت حدیثی مسند از ابنعباس آورده است و آن عبارت از این است که پیامبر اکرم روزی در مسجد «قبا» در جمع عده زیادی از اصحابش فرمودند:« اول من یدخل علیکم الساعة رجل من اهل الجنه » یعنی اولین کسی که هم اکنون بر شما وارد میشود، مردی از اهل بهشت است. پس چند نفر که این مطلب را شنیدند از یک در مسجد خارج شدند تا از در دیگر وارد شوند و اول کسی باشند که مستحق بهشت گردند. پیامبر که متوجه این موضوع شدند، به عده ای که در مسجد باقی مانده بودند، فرمودند:« إنه سیدخل علیکم جماعه یستبقون فمن بشرنی بخروج آذار فله الجنه» یعنی هم اکنون عده زیادی از در مسجد وارد میشوند، تنها کسی که مرا به پایان ماه «آذار» خبر دهد، او اهل بهشت است. پس آن عده برگشته و وارد مسجد شدند در حالی که ابوذر در بین آنها بود. پیامبر از آنان پرسید:« فی أی شهرٍ نحن من شهور الرومیه؟» یعنی در کدام ماه از ماههای رومی قرارداریم؟ تنها ابوذر گفت: «یا رسول الله از ماه آذار خارج شدهایم.» پیامبر فرمود: «ابوذر، این را میدانستم ولیکن دوست داشتم اصحاب من مردی را که اهل بهشت است بشناسند». روشن است که اگر این مجلس در ماه دیگری برگزار شده بود پیامبر(ص) برای نشاندادن ابوذر در جایگاه فردی بهشتی، نشانه را در همان ماه قرار میدادند. به تعبیر فقها، خبر دادن از خروج از ماه آذار فقط عنوان مشیری بوده تا مراد حقیقی پیامبر(ص) را از جملات قبلی ایشان، در همان مجلس روشن کند و نه عنوانی ذاتی، تا حکم متعلق به آن باشد.
نکته دیگر اینکه اساساً ماه آذار ماهی قمری نیست تا احتمال داده شود که نام دیگر ماه صفر است. آذار، ششمین ماه سال «رومی» و هفتمین ماه سال «سریانی» است. همچنین این ماه با ماه «آذر» فارسی نیز متفاوت است و تنها شباهت آوایی بین آنها وجود دارد.
معنا و کاربرد دقیق واژه «بشّرنی» نیز محل اختلاف بین لغتشناسان است. کاربرد این لغت در زبان عربی، بر خلاف زبان فارسی، در هر دو معنای «خبرِ خیر» و «خبرِ شر» استفاده میشود. اینکه این واژه در این روایت در کدام یک از دو مفهومش استفاده شده است محل اختلاف است و نمیتوان از کاربرد بدون قرینه آن، بدی یا خوبی خبری را نتیجه گرفت. از این رو از حدیت مزبور، نه خوبی خروج ماه آذار نتیجه گرفته میشود و نه بدی آن. اگر هم بر انحصار بشارت به خبر خوب اصرار شود باز نمیتوان به صورت قطعی شومی و نحوست ماه صفر را نتیجه گرفت زیرا میتوان بشارت را ناشی از خجستگی ماه بعد از آن که ماه «نیسان» است دانست. ماه نیسان مقارن با اواسط فروردین تا اواسط اردیبهشت است که ماهی پربرکت و پرباران است.
برخیهای دیگر رخدادهای شوم ماه صفر، از جمله وفات سه معصوم را دلیل این نحوست میدانند. این مبنا که نحوست ایام میتواند به دلیل اتقاقات واقع شده در روز خاصی باشند شاید به صورت کلی درست باشد اما سرایت دادن حکم دو روز شوم از یک ماه، به کل روزهای آن ماه، قطعاً دلایل محکمتری نیاز دارد. چه در این صورت باید ماه محرم به دلیل وقوع حوادث غمانگیزتر و ناگوارتر، بیشتر شوم و نحس شمرده بدانیم. حال اینکه اینگونه نیست. اگر چنین مبنایی را بپذیریم به جز ماه شعبان که ماه بسیاری از اعیاد مذهبی است و وفات ائمه نیز، در روزهای آن صورت نگرفته است بقیه ماهها یا حداقل تعدادی از روزهای آنها شوم و نامبارک میشوند.
در همین رابطه علامه طباطبايي (ره) مطلبی دارد که میگوید: «اخبار و (آياتي) كه درباره نحوست و سعادت ايام وارد شده، بيش از اين دلالت ندارد كه اين سعادت و نحوست به جهت حوادث ديني است كه بر حسب ذوق ديني و يا بر حسب تأثير نفوس يا در فلان روز، ايجاد حسن كرده و يا باعث قبح و زشتي آن شده؛ اما اين كه خود آن روز و يا آن قطعه از زمان، متصّف به ميمنت و يا نحوست شود و تكويناً خواص ديگري داشته باشد كه ساير زمانها آن خواص را نداشته باشد، از آن روايات برنميآيد. هر روايتي كه بر خلاف آنچه گفتيم ظهور داشته باشد، بايد حمل بر تقيه كرد و يا به كلي، [آن را] طرح (بي اعتبار) نمود.»
شهيد مطهري نیز ذاتي بودن نحوست ايام را نمیپذیرد و میگوید: «در موضوع نحوست ايام دو مسآله است. يك مسأله اين است كه ما برخى روزهاى سال را مبارك مى شماريم و برخى را نحس و شوم، به اعتبار حادثه اى كه در آن روز واقع شده است، و مقصود ما اين نيست كه اين روز از آن جهت كه اين روز است مبارك است يا اين روز از آن جهت كه اين روز است شوم است، ... مثلًا ما روز عيد غدير را روز مبارك مى دانيم ولى نه به اعتبار اين كه هجدهم ذى الحجه است يا چنين نيست كه دهم محرم روزى بوده كه از اوّلى كه عالم ساخته شده اصلًا اين روز، بد ساخته شده، شوم ساخته شده و حادثه كربلا در روزى واقع شد كه بالذات شوم بود، حادثه كربلا هم در يك روز شوم واقع شد. يك وقت انسان اين طور فكر مى كند. اين طرز فكر،اساسى نمى تواند داشته باشد.»
مطلب دیگر اینکه در عصر سلطه رسانهها و به خصوص دشمنی رسانههای برتر و مسلط دنیا با مذهب و انقلاب ما، توجه به آثار اعمال و مناسک مذهبی نیاز به دقت بیشتری از زمانهای قبل دارد. زدودن پیرایههای خرافی از اعمال و مناسک مذهبی هم وظیفه علما و مبلغان مذهبی است و هم تکلیف شیعیان در این عصر. کوچکترین اعمال ما در هیأتهای چند نفره خانوادگی، میتوانند بهانهای برای حمله به مذهب تشیع شوند. رسانههای وهابیت از اعمال خرافی که بعضیها به اسم نحوست ماه صفر انجام میدهند و هم از بحث جانبی دیگری که تحت عنوان حرمت عقد و عروسی در ماههای محرم و صفر عنوان میشود به راحتی نخواهند گذشت. بدعت دانستن کراهت عقد و ازدواج در ماههای محرم و صفر یکی از محورهای تبلیغات ضد شیعی در رسانههای وهابی و صهیونیستی در این دو ماه است. آنها هوشمندانه و زیرکانه یک باور و عمل عرفی را به جای یک حکم فقهی میگذارند. در حالیکه همه مراجع شیعه در پاسخ استفتای « آيا گرفتن مراسم عقد و عروسي در ماه محرم وصفر جايز است؟» متفقالقول میگویند که: « برگزاري اين نوع مراسم، اگر توأم با معصيت و يا هتك حرمت حضرت سيدالشهدا نباشد اشكال ندارد. اما براي مومنان سزاوار است كه حرمت اين ايام را پاس بدارند و از انجام كارهاي شاديآفرين بپرهيزند.»
در روایتی از ائمه علیهما السلام در وصف شیعیان آمده است که «شيعتنا خلقوا من فاضل طينتنا، يحزنون لحزننا و يفرحون لفرحنا.» یعنی شيعيان از زيادي نور ما آفريده شدهاند، به هنگام شادماني ما، شادماني ميکنند و به هنگام مصيبت و اندوه ما، اندوهناک هستند. چگونه اینها انتظار دارند در ماه محرم و در کنار آن «رزیت عظیم» فردی شیعه عقد و عروسی بگیرد و دیگران را نیز به این شادمانی دعوت کند و آنها نیز بپذیرند و بیایند؟ حتی در عرف معمول و وقتی یکی از بستگان هر شخصی فوت میکند عموماً تا چهل روز و حتی تا یک سال، عقد و عروسی و مراسم شادی در آن خاندان متوقف و به ماههای بعد از آن موکول میشود. از آغاز محرم که شروع حرکت کاروان و آغاز مصیبتها است تا روز اربعین که چهلم شهدای حادثه است، پنجاه روز طول میکشد. در دهه سوم صفر نیز وفات پیامبر(ص)، امام حسن مجتبی(علیه السلام) و امام رضا(علیه السلام) را داریم. سنگینی این اتفاقات به حدی است که حتی اگر هیچ توصیهای در باب حرمت این ایام از جانب ائمه علیهما السلام و مراجع بزرگوار در زمان حال وجود نداشت باز هم شیعیان نمیتوانستند در این دو ماه به انجام عقد و عروسی و دیگر مراسم شاد بپردازند.
برچسب:
نویسنده: سام نوری