در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «همه بودند به جز...» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
تخلیص شده این یادداشت دیروز شنبه در روزنامه صبح نو منتشر شد.
لینک یادداشت
همه بودند به جزء مسوولان
چند سالی است که از یک هفته قبل از اربعین حسینی خبرهایی از ازدحام و ترافیک جادهها و مسیرهای ورودی به 3 استان ایلام، کرمانشاه و خوزستان را میشنویم و میبینیم. به گزارش «صبح نو» مسوولین راهور و هلالاحمر و دیگر سازمانها در صفحه تلویزیون ظاهر میشوند و درست مثل زمانهایی که برای ازدحام و ترافیک یک سفر تفریحی در اواخر تابستان یا اوایل عید هشدار میدهند، همانگونه و با همان ادبیات مردم را؛ البته کمی غیرمستقیمتر؛ توصیه به احتیاط و حتی نرفتن میکنند. مردم اما، اگر میخواستند به این هشدارها گوش دهند که تاریخ از شوق و رضایتشان برای قطع دستان در قبال جواز عبور برای زیارت حسین، در سینهاش حکایتها نداشت.
امنیت در جوار ناامنی
وقتی انقلاب ما و اساساً خود اسلام، بقایش را مدیون کربلا و عاشورای حسین(علیه السلام) است و وقتی عشق مردم به حسین(علیه السلام) میتواند ضامن بقای انقلاب تا سپردنش به دست آخرین منجی از خاندان رسالت باشد، حتی اگر فقط از جنبههای مادی و دنیوی صرف به قضیه نگاه کنیم و آن چیزی که امروزیها آن را به نام « منافع ملی» می شناسند، باز بیتوجهی به سردرگمی و معطلی حتی یک زائر در مسیر این راهپیمایی، نه تنها توجیهی نداشت که جرمی نابخشودنی بود. کاش در این دوران که راهپیمایی میلیونی اربعین و بودن نام حسین(علیه السلام) توانسته است امنیت را در جوار یکی از ناامنترین کشورهای در اشغال دنیا نشان جهانیان دهد و نسخه بدلی اسلام تکفیری را رسوا کند کسانی پیدا میشدند و قبلهنمای اهالی دولت را از سمت کاخ سفید و کدخدای پوشالین به سمت صاحب حقیقی و تدبیرکننده واقعی امور در کوفه و نجف و کربلا بر میگرداندند.
همه هستند الا مسوولان اجرایی کشور
هفته گذشته در بخش کامنتهای یکی از سایتهای معروف که از نابسامانی اوضاع زوار و سردرگمی آنها و نبود امکانات مناسب برای خدماترسانی مناسب در مرزها و بخصوص در مرز مهران گزارشی را تهیه کرده بود بین موافقین و مخالفین بحثی داغ درگرفته بود. در آن روز کاربری از مشاهدات عینیاش در مرز مهران گزارش داد و نوشت: « لب مرز صدها هزار نفر عاشق شيداي امام حسين(علیه السلام) درمانده شدهاند و از دولت خبري نيست. سپاه، ارتش، آستان قدس، شهرداري و نيروي انتظامي تا جايي كه ميتوانند مشغول خدمت هستند ولي حجم جمعيت بالاست و كار هر لحظه سختتر ميشود. همه هستند به جزء مسوولان اجرايي كشور كه ظاهراً زيارت اربعين را «مزيت» خود نميدانند. يك سال زمان بوده و در اين مدت تنها نهادهاي غيردولتي براي اربعين برنامهريزي كردهاند. هنوز هم دير نشده است. رايزني سطح بالا با دولت عراق شايد افاقه كند. از آن مهمتر، تدارك امكانات براي انبوه زائراني است كه حين بازگشت دشواريهاي فراوان در انتظار آنها است.كمي همت كنند آقايان دولتي؛ راه دوری نمي رود.» یکی از طرفداران دولت که عموماً تصور میکنند هر انتقادی که از دولت میشود حتماً سیاسی است و اهداف پشت پردهای در پس آن پنهان است و باید برای توجیه به کمک دولت بیتریبون! شتافت در پاسخ این کاربر میگوید: «مگر دولت از مردم خواسته است همگی همین موقع بروند زیارت؟ همان سپاه و ارتش و آستان قدس و شهرداری و نیرویانتظامی که با تبلیغات، مشوق حضور مردم در این ایام هستند الان هم وظیفه دارند خدمترسانی کنند» دیگری در تأیید این حرفها می نویسد:«همین نهادهایی که در بالا نام بردید مسوولیت این کار را برعهده داشتند. اگر ضعف یا قوتی هست مربوط به آنها است. تشویق و توبیخ هم برای آنها است. متأسفانه آنها هم همگی جهادی هستند! قبل از برنامه میگویند همه چیز مرتب است! کار که شروع میشود اینطوری مشکلات عجیب و غریب را مشاهده میکنیم.»

در برگشت هم وضعیت بهتر از وضعیت رفت نیست. متأسفانه بیشتر موکبهای عراقی بلافاصله بعد از روز اربعین همه چیز را جمع میکنند و جمعیت میلیونی از زوار ایرانی آنجا سرگردان و بدون پشتیبان باقی میمانند. زوار خسته از پیادهروی چند روزه، باید دوباره هنگام برگشت چندین کیلومتر را به سمت بیرون شهر کربلا؛ و امسال در اوج سرمای این چندروزه؛ پیاده بیایند که به اتوبوسها برسند. در مرز اوضاع دردناکتر است. اگر بپذیریم که بالأخره عراق قانون خودش را دارد و ما اجازه دخل و تصرف نداشتیم، برای پیادهروی کُشنده چندکیلومتری از مرز مهران تا اتوبوسهای برگشت، چه بهانهای پذیرفته است؟ که البته سوال مهمتر این است آقایانی که راه حل همه چیز را در مذاکره میدانند چرا اینجا برای کمکردن سختی هموطنان مذاکرهای را در هیچ سطح مؤثری با مقامات ارشد عراقی انجام ندادند؟ خدای نکرده مگر قصدمان آزار و اذیت زائران کربلا است؟ یا حقیقتاً چون دولت به کسی نگفته است بروند کربلا، الان هم وضعیتشان به دولت ربطی ندارد؟
می بینید؟ وقتی قبلهنمای دولت، به جای کربلای حسین، میشود کاخ سفید و اتحادیه اروپا، باید انتظار این مدل صحبتها را از بعضی از طرفدارانش هم داشت. حقیقتاً دردآور است. اینهایی که قبله آمالشان مدیریت و سبک کشورداری غرب است، آیا نمونههایی را سراغ دارند که این کشورها شهروندانشان را در چنین وقایعی؛ و حتی در مقیاسهای خیلی کوچکتر؛ و به خصوص وقتی مهمان کشور دیگری هستند تنها بگذارند و بگویند: «مگر ما به شما گفتیم بروید؟» اگر مسوولان به روایت نبوی «حسین(علیه السلام) کشتی نجات است و ...» باور واقعی دارند چه نسخهای را برای خیل جوانان گرفتار در انواع تهدیدها و آسیبهای دنیای مدرن بهتر از چنگ آویختن و سوار شدن بر این کشتی نجات میشناسند و تجویز میکنند؟ آیا جوانی که پیاده این مسیر را برای لبیک به مولای مظلومش برود و برگردد همان جوان قبل از سفر است؟ آیا نمی ارزید اگر بخش اعظم بودجه تمام سازمانها و نهادهای مسوول مبارزه با آسیبهای اجتماعی را صَرف تبلیغ برای رفتن جوانان به این سفر معنوی میکردیم؟ آیا اثرات و برکات این سفر بیشتر از همه این دستورالعملها و راهکارهای تجویزی روانشناسان غربی نبود؟
علاوه بر این، دولت چه کار ویژهای در این زمینه انجام داده است؟ مگر نه اینکه بزرگی مصیبت به اندازهای است که امام زمان(عج) هر صبح و هر عصر بر آن گریه میکنند و میفرمایند: «اگر روزگار مرا به تأخير انداخت و از ياري و نصرت تو در روز عاشورا باز داشت، هر آينه من صبح و شام بر تو ندبه ميکنم و به جاي قطرات اشک، بر تو خون گريه ميکنم.» حالا اگر شیعه، سالی یکبار، برای جبران آن تأخیر دردآور در یاری امام در روز عاشورا، چند روزی را در مسیر نجف کربلا راهیپمایی کند کار زیادی انجام داده است؟
دکتر ظریف کجاست؟
البته از دولتی که اولویتش خرید هواپیماهای ایرباس و بوئینگ دورپروازی است که خدای نکرده مسافران آمریکا، ناچار نشوند در مسیر، هواپیما را عوض کنند انتظار این نیست که ساخت زیرساختها را در مرزهای غربی و جادههای آن در اولویت قرار دهد. حتی انتظار کمک به هیأتها هم انتظار معقولی نیست. ایدهآل هم این است که شبیه موکبهای عراقی که به هیچ وجه کمکهای دولتی را قبول نمیکنند برپایی مراسمات حسینی همچنان توسط خود مردم انجام شود. ولی انتظار حداقلی این است که وقتی جمعیتی چند میلیونی از هموطنان در ایامی از سال به سمت مرزهای غربی کشور حرکت میکنند و قرار است وارد کشوری دیگر شوند، دولت یا باید خودش راساً به مدیریت این رفت و آمد بپردازد یا زمینه را برای سازمانهای مردم نهادی که حاضرند بدون هیچ چشمداشتی، عاشقانه در این مسیر خدمت کنند فراهم کند. اما مسائلی هم هست که هماهنگیهای آن از عهده مردم خارج است. فی المثل رایزنی با وزارت خارجه عراق و مسوولان مرزبانی عراق برای تسهیل عبور زائران یا افزودن کارکنان برای تسریع در عبور و مرور زائران دیگر وظیفه مردم و سازمانهای مردم نهاد نیست. راستی چرا از دکتر ظریف در این ایام هیچ چیزی نمیشنویم؟
واگذاری کارها به مردم
دکتر «سلام امینی» رییس مجمع نمایندگان استان ایلام در مجلس شورای اسلامی، از چند ماه پیش مرتباً نبود زیرساختهای لازم در مرز مهران و لزوم چندبانده کردن جاده را به مسوولان کشور گوشزد کرده است اما متأسفانه گوش شنوایی نبوده است. وی میگوید: «یکی از مهمترین مشکلات زیرساختی استان ایلام نبود راههای استاندارد است. از وزیر محترم راه و شهرسازی جناب آقای مهندس آخوندی انتظار میرفت که به استان سفر کرده و از نزدیک وضعیت راههای استان را در این ایام رصد کنند که متأسفانه این امر اتفاق نیافتد و دراین خصوص به ایشان تذکر خواهم داد. کنگره عظیم اربعین با کمی وکاستیهای که داشت انجام شد اما نباید مسوولان كشورى بعد از پایان این کنگره استان ایلام را فراموش کرده ویک ماه یا دو ماه قبل از اربعین سال آینده به فکر ایلام بیافتند بلکه باید از همین امروز برای رفع مشکلات زیر ساختی استان ایلام تلاش کنند.» این را که دولت با مشکل کمبود بودجه عمرانی مواجه است را میپذیریم و حرفی نیست، اما وقتی می دانیم مردم ایران حتی از بذل جانشان در راه حسین مضایقه نمیکنند آیا کار دشواری بود که فیالمثل مسیر جاده باریک و 90 کیلومتری ایلام به مهران را به نیت 72 یار وفادار حضرت، به 72 قطعه تقسیم میکردند و وظیفه چند باندهکردن هر قطعه را به مردمان یکی از استانهای کشور میسپردند؟ به هر استان بیش از 3 کیلومتر نمیرسید که اگر آن را بین شهرستانها و محلات تقسیم میکردند به اهالی هر محله چند متر بیشتر نمی رسید و مطمئناً باید مسوولان هر استان برای جوابکردن خیل مشتاقان حضور برای کار در این مسیر قرعهکشی میکردند. در تأمین بودجه آن هم آیا کسی شک دارد که مردم با جان و دل، آن را و بیشتر از آن را تقبل میکردند؟ مگر هزینه ساخت و توسعه عتبات در عراق را بجز همین مردم با عشق و علاقه، کسی دیگری پرداخت کرده است؟ مشابه همین درخواست را اگر برای مسیر ریلی کربلا، یعنی راه آهن تهران- ایلام از مردم داشتند آن هم بصورت مشابه در کمترین زمان انجام میشد و چقدر هم زیبا بود که حکایت 72 یار وفادار حضرت الان در 72 قطعه سمبلیک از نقاط مختلف ایران شبیه سازی میشد و در آغاز هر قطعه نیز، تصاویری از حضور مردمان هر استان در جهاد در راه حسین در تابلوهایی نقش میبست و ماندگار میشد. شک نکنید که خاک حاصل از خاکبرداری این مسیر، تا سالها مهر نماز ایرانیان میشد.
حقا که در فرصتسوزی و بیتوجهی به ظرفیتهای عظیم جامعهشناختی و مردمشناختی واقعهای به عظمت عاشورا برای بیمهکردن آینده کشور و انقلاب و اسلام نظیر نداریم و خدای را هزاران بار سپاس میگوییم که عشق و علاقه خالصانه مردم به خدمت و بذل جان و مال در راه حسین(علیه السلام)، چنان عظیم است که توصیهها و هشدارهای دولتیها و رسانه ملی برای احتیاطکردن و نرفتن در مسیرهای پرترافیک و پرازدحام را گوش نمیدهند و برای رساندن پیام لبیکشان به حسین(ع) و سرسلامتی حضرت زینب در سالروز بازگشتش از شام به کربلا این مشکلات را هم تحمل میکنند و به عشق حسین(علیه السلام) و بلایایی که به او خاندان مکرمش رفت، لب به هیچ شکوه و شکایتی نمیگشایند. کاش مسوولان این بزرگواری و بزرگ منشی مردم در شکوهنکردن را به چیزهای دیگر تعبیر نکنند و از همین الان برای جبران کمتوجهیها و بیتوجهیهایشان برنامه مدون و مشخصی تدوین کنند و سالهای آینده پای کار باشند.
پی نوشت: شکر خدا و با دعای دوستان، از اوایل شهریور امسال به صورت ثابت در این روزنامه قلم می زنم. یادداشت و بیشتر گزارش البته.
RSS
برچسب:
نویسنده: سام نوری