خرید بک لینک
سپیده که سر بزند
نخستین روز روزهای بی تو
آغاز می شود
آفتاب سرگشته وپرسان
تا مرا کنار کدام سنگ
تنها باید به تماشای سوسنی نوزاد
به نخستین دره سرگشتی هام
در اندیشه تو ام
که زنبقی به جگر می پروری
و نسترنی به گریبان
که انگشت اشاره ات
به تهدید بازیگوشانه
منقار می زند به هوا
و فضا را
سیراب می کند از شبنم و گیاه
سپیده که سر بزند خواهی دید
که نیست به نظر گاه تو آن سدر فرتوتی که هر بامداد
گنجشکان بر شاخساران معطرش به ترنم
آخرین ستارگان کهکشان شیری را
تا خوابگاه آفتابیشان
بدرقه می کردند
سپیده که سر بزند
نخستین روز روزهای بی مرا
آغاز خواهی کرد
مثل گل سرخ تنهایی
آه خواهی کشید
به پروانه ها خواهی اندیشید
و به شاخه سدری
که سایه نینداخته بر آستانه ات

برچسب: سپیده که سر بزند,سپیده که سر بزند نخستین,سپیده که سربزند در این,سپیده که سربزند در این بیشه زار,سپیده که سربزند در این بیشه,سپیده که سر بزند شاید,سپیده که سر بزند نخستین روز,سپیده دم که سر بزند,شعر سپیده که سر بزند, نویسنده: سام نوری تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 8:49

صفحه بندی