
سپیده که سر بزندنخستین روز روزهای بی توآغاز می شودآفتاب سرگشته وپرسانتا مرا کنار کدام سنگتنها باید به تماشای سوسنی نوزادبه نخستین دره سرگشتی هامدر اندیشه تو امکه زنبقی به جگر می پروریو نسترنی به گریبانکه انگشت اشاره اتبه تهدید بازیگوشانهمنقار می زند به هواو فضا راسیراب می کند از شبنم و گیاهسپیده که سر بزند خواهی دیدکه نیست به نظر گاه تو آن سدر فرتوتی که هر بامدادگنجشکان بر شاخساران معطرش به ترنمآخرین ستارگان کهکشان شیری راتا خوابگاه آفتابیشانبدرقه می کردندسپیده که سر بزندنخستین روز روزهای بی مراآغاز خواهی کردمثل گل سرخ تنهاییآه خواهی کشیدبه پروانه ها خواهی اندیشیدو به شاخه سدریکه سایه نینداخته بر آستانه ات...
ادامه مطلب
دبیرستان برای پذیرش ورودی های جدید ، از چند درس اصلی هر رشته آزمون می گیرد.چون تابستونه و معلما هم بیشتراشون در دسترس نیستند بیشتر برگه ها را میدن من صحیح کنم.دیروز هم فیزیک و هندسه یکی از همین بچه ها را صحیح کردم.بچه هه از یکی از دانش آموزان قدیمی تر مدرسه سوال می کنه که من معلم چی هستم؟ بهشون جواب میدن که ایشون سرایدار مدرسه هستند.خودش اومده بود تعریف می کرد وقتی اینو گفتم یارو چشاش چارتا شد و گفت: یعنی واقعا هندسه و فیزیک منو دادین سرایدارتون صحیح کنه؟! ایشون هم اون لحظه هوشش بکار می افته و میگه: پس چی فکر کردی؟ ما از اون دست مدرسه ها هستیم که سرایدارم...
ادامه مطلب
دريغ و درد از عمرم که در وفايت شد طي...
ادامه مطلب